یکشنبه , سپتامبر 19 2021
enfa
خانه / آخرین خبر / نقش تورک‌ها در وقایع انگلیسی مشروطه

نقش تورک‌ها در وقایع انگلیسی مشروطه

در واقع چه در مشروطه و چه در انقلاب اسلامی، آذربایجان آنقدر هم که گفته می‌شود نقش مهمی نداشته است ولی به منظور اهداف خاصی هندوانه زیر بغلش گذاشته‌اند. اگر به نویسندگان و متفکرین دوره‌ی مشروطه نگاه کنیم با دو دسته روبرو هستیم:

نویسندگان مقلد غرب مثل تقی‌زاده، آخوندوف، طالبوف و… که عمدتاً آذربایجانیِ غیرتورک هستند و به تقلید از غرب نژاد آریایی را می‌ستایند و سعی می‌کنند برای خود یک نژاد آریایی و یک زبان هند و اروپایی دست و پا کنند و برای این زبان فارسی شد نماینده تمام قد فرهنگ ایران و نشان تجدد که بین دنیای باستان اساطیری و تخیل فارسی و تجدد اروپایی پل می‌زد و غربیان تحت عنوان مستشرق و شرق‌شناس بر کوره‌ی ترویج این زبان می‌دمیدند، و انجمن آذربایجان (که مؤسسش زرتشتیان هند بودند) و انجمن غیبی تبریز رأی بر رسمی شدن فارسی دادند.

در طرف دیگر نیز، روحانیونی مثل بهبهانی، نائینی خراسانی و … با نوشته‌هایشان می‌خواستند بین مفاهیم جدید وارداتی و سنتی جامعه پیوندی برقرار نموده و به اصطلاح پلی بین سنت دینی خود و مدرنیته بزنند؛ و در سویی دیگر، امثال فروغی، عارف و … نیز رنگ و بوی ملی آن را تأمین می‌کردند.

بنابراین این غیرتورک‌ها بودند که به نیابت از انگلیس سرکردگی واقعی حرکات مشروطه را بر عهده داشتند. اما این تورک، بخصوص مردم آذربایجان، بود که شد پیاده‌نظام این مشروطه‌ی پارسی‌گرای دست‌پرورده‌ی بریتانیا.

قبل از مشروطه، ما تورک‌ها دو محور ملی نظامی مبتنی بر مردم (بیشتر ایلات تورک) داشتیم. یکی محور شرقی ـ غربی که از خراسان و تورکمن‌صحرا شروع شده، با گذر از تهران به آذربایجان ختم می‌شد، و دیگری محور شمالی ـ جنوبی که از تهران آغاز گشته و از میان ایلات قشقایی، باهارلو، شاهسون، نفر، قیزیلباش و … به سمت جنوب امتداد داشت. این اسکلت نظام تورک بود.

در دوره‌ی مشروطه، انگلیس برخی غیر تورک‌ها را مسلح کرده و با حمایت مالی تجار هندی (گجراتی) تقویت می‌کرد. از اینها یک نیروی نظامی به نام پلیس جنوب ساخته بود که در واقع یک گروه تروریستی علیه دولت تورک قاجار بود. مأموریت و کارکرد اصلی اینها راندن ایلات تورک از مناطق نفتی جنوب ایران بود. اما در این ضمن با به هم زدن سیستم نظامی قاجار دولت قانونی ایران را نیز تضعیف می‌نمود.

در آذربایجان و مخصوصاً تبریز مردم از اهداف پشت پرده‌ی این جریانات بی‌خبر بودند و از طرف دیگر، انقلابیون روسیه که بیشتر تحت نفوذ حزب داشناک ارمنی نیز بودند در خیابان‌های تبریز جولان می‌دادند و برای خود انجمن غیبی ساخته بودند که هدف اصلی آن اشغال نظامی تبریز و استفاده از آن علیه دولت قانونی ایران (دولت تورک قاجار) بود.

پدیده‌ای که در تاریخ پان‌ایرانیستی از آن به عنوان یازده ماه مقاومت تبریز در مقابل استبداد یاد می‌شود، در واقع ستیز این اشغالگران در برابر دولت قانونی و تورک ایران بود و ارتباطی با استبداد و دموکراسی ندارد. آنچه مایه‌ی تأسف می‌باشد این است که برخی تورک‌ها که از پشت پرده و نیات اصلی این گروه ضددولتی و ضدتورک بی‌خبر بودند، مورد اغفال قرار گرفته و با آنها همکاری کردند. البته تورک‌هایی عمدتاً از اقشار بی‌بضاعت نیز بودند که در عین ناآگاهی از اصل ماجرا فقط برای امرار معاش به این گروه پیوسته بودند.

بنابراین، جنگ در تبریز بین قوای دولت تورک قاجار و نیروهای انقلابی به رهبری ارامنه‌ی قفقاز و اشغالگر تبریز بود که برخی تورک‌های ناآگاه نیز اشتباهی در آن شرکت داشتند.

این جنگ با اشغال تهران یعنی تمام ایران توسط نیروهای وابسته به انگلیس پایان یافت. شاه تورک اسیر و از سلطنت برکنار گردید. و چون قانون اساسی می‌گفت حکومت مال قاجار است، پسر خردسال محمدعلی شاه را شاه ایران کردند تا بتوانند اسب خیال خود را تازانده و تا سقوط دولت تورک قاجار باز نایستند. برای احمدشاه خردسال، یهودی و فراماسون معروف، محمدعلی فروغی ذکاءالملک، را معلم گذاشتند. کسی که بعداً اولین نخست‌وزیر پهلوی شد.

نتیجتاً می‌توان گفت اگر آذربایجان و در رأس آن تبریز بازی نمی‌خورد، تهران سقوط نمی‌کرد و ایران مسیر طبیعی خود را برای پیشرفت و مدرنیزاسیون می‌پیمود. اما واقعیت این است که ما تورک‌ها فریب خوردیم. نه تنها به اسم مشروطه برادرکشی کردیم بلکه حکومت ۱۲۰۰ ساله‌ی تورک را نیز دو دستی تحویل انگلیس و ایادی آن دادیم.

اورال بورچیگای

درباره admin

این موارد را چک کتید

فوری

مدیریت احیای دریاچه اورمیه به سبک رژیم ایران

اجرای طرح احیای دریاچه اورمیه به یک دانشجو سپرده شد احمد بایبوردی سرپرست مرکز تحقیقات …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *