سه‌شنبه , سپتامبر 28 2021
enfa
خانه / آخرین خبر / اتنیکی نامرئی به نام ” اتنیک فارس “

اتنیکی نامرئی به نام ” اتنیک فارس “

گروه های اتنیکی، ملیت‌ها و ملت‌های ساکن در ایران برای نشان دادن تمایز و تفاوت خود از دیگران، از بخشهای هویتی متنوع و متفاوت استفاده می‌کنند. این طبقه بندی کردن هویت‌ها امری است طبیعی و نهفته در بطن و ساختار زبانها، اما هنگامی کە دولت و دستگاە اداری و قدرت حاکم در تایید و تعریف هویت‌ها دخالت می کند، انگاە مسئلە ازمقوله زبانی خارج می‌شود و در حوزه نابرابری‌های اجتماعی قرار می‌گیرد.
دخالت‌های مشخص گروه حاکم در حیطه زبان و فرهنگ، در چگونه تعریف شدن و چگونه تعریف کردن بخشهای متنوع هویتی و صاحبان هویت های متنوع در صدە گذشته، جنبه ای تجاوزگرانه از نژادپرستی به خود گرفته است. تعریفی که از هویت اتنیک های غیرفارس در ادبیات و فرهنگ مسلط ایرانی یعنی در زبان و فرهنگ فارسی وجود دارد، متاثر از روابط قدرت حاکم با این فرهنگ و زبان در ترویج این دیدگاە است. این ترویج تا بجایی رسیدە است کە اتنیک فارس هویت خویش را هویتی پاک، مقدس، جهانی و برابر با ایرانیّت قلمداد میکند تا انجا کە امروزە هویت زدایی در فرهنگ این اتنیک، کل جوامع و فرهنگهای دنیا را نیز در بر میگیرد. بسیاری از ما کە در خارج از ایران زندگی می کنیم و با ایرانیان در ارتباط هستیم قطعا شنیدەایم کە فرهنگ و زبان فارسی نسبت بە تمامی زبانها و فرهنگها ارجعیت دارد. در زمینە مزاح و طعنە نیز همگی میدانیم کە چە مزاحهایی (بی احترامی) بە دیگر ملتها می شود. حتی بعضی از هویت های اتنیکی را تا حد هویت حیوانی تقلیل دادەاند. البتە جای تاسف است کە تا حدودی در جا اندازی این هویت های حیوانی به جای هویت های انسانی از اعضای هویتهای دیگر هم کە خود هویتی در زیر سلطە هستند استفادە میشود. در اینجا می توان بە هویت حیوانی خر در مورد ترکها و تازی در مورد عرب ها اشارە کرد.
آنتونیو گرامشی نظریه‌پرداز مارکسیست، از رهبران و بنیان‌گذاران حزب کمونیست ایتالیا در زمینهٔ تئوریزه کردن مفاهیم کلیدی همچون هژمونی (چیرەگی‌ خواهی)، بنیان، روبنا و جنگ قدرت بە این مورد بە خوبی اشارە کردە است کە چگونه جنبه های سیاسی نظامی و اقتصادی قدرت با جنبه های فرهنگی و زبانی همراە می شوند و از طریق جامعه مدنی، سیستم های تعلیم و تربیت، ادبیات رسمی و غیررسمی، و رسانه های عمومی در استقرار و استحکام هویت گروه حاکم به مثابه هویتی غالب، طبیعی، عاری از عیب و نقص و کاملا صحیح خود را استقرار می دهند.
مسئلەایی دیگر کە بە این چیرەگی خواهی دامن می زند مزیت نامرئی بودن اتنیک قدرت است. همە ما این گفتە را بارها در مباحثهای میان طرفداران چیرەگی خواهی و حق طلبهای ملیتهای ساکن ایران از طرفدارن چیرەگی خواهی و هژمونی گرای فارس شنیدەایم کە “چە کسی گفته ملتی و یا خلقی به نام خلق فارس وجود دارد؟”، “اصلا فارس یعنی چی و فارس بودن چه مشخصاتی دارد؟، “همە ما ایرانی هستیم”، “فارس ملت نیست و قرارداد دیرینە مابین ملتهای ساکن ایران است کە زبان فارسی را بە عنوان زبان مشترک انتخاب کردە است”.
میشل فوگو فیلسوف، تاریخدان و متفکر معاصر فرانسوی در بحث “میکروسکوپ قدرت” در تجزیه و تحلیل جنبه های نامرئی و مرئی قدرت، مثال جالبی از برج های دیده بانی در زندان های مدرن دارد. او می گوید آنکه در برج دیده بانی نشسته است، همه را می بیند، ولی خود قابل رؤیت نیست. قدرت دیدەبان و دستگاە اداری زندان چنان در جان و روان زندانی چنگ انداخته که زندانی بی آنکه حاکم و زندانبان را ببیند، اوامر او را اطاعت می کند. زندانبان در واقع، به واسطه تارهای نامرئی قدرت، بر جان و تن زندانی حکم می راند. او در بخش دیگری مینویسد که قدرت می باید قابل رؤیت باشد ولی قابل شناسایی نباشد. قدرت، چیرەگی و عظمت خودش را پیشاپیش در ساختار فیزیکی زندان، در هیبت حصارها، برج و باروها و سلول های انفرادی زندان، در چهره ماموران و زندانبانان و بازجویان متعدد، و نیز در بیچارەگی و درماندگی زندانیان، در جان و تن زندانی حک کرده است. به تعبیر فوگو ، حتی اگر کسی در برج دیده بانی حضور هم نداشته باشد، زندانی حضور و وجود قدرت را با گوشت و پوست خود احساس می کند.
نامرئی بودن اتنیک فارس شباهت زیادی بە بحث میکروسکوپ قدرت دارد در واقع اتنیکهای زیر سلطەایی کە کنترل می شوند، کنترل کننده و یا واضحتر بیان کنم هژمونی پردازان اتنیک فارس را نمی بینند. اتنیکی کە اتنیکهای دیگر ایرانی را تعریف و تحریف میکند قابل مشاهدە برای انها نیست. گاە این اتنیک در هیبت نژاد برتر اریا، گاە در ایران باستان، گاە بە نام حکومت و بیشتر بە نام ملت ایران پدیدار میشود. در واقع اتنیک فارس قدرتش را در نامریی بودن خود افزایش می دهد. چرا کە نامریی بودن ان اتنیک میتواند در ادغام شدن اعضای دیگر اتنیکها بە صف خود بسیار موثر باشد و درهمان حال استقامت دیگر اتنیکها را نیز در هم بشکند چرا کە اتنیکهای دیگر نمی دانند در مقابل انها کیست و با چە اتنیکی در تعامل هستند. در عین حال هر لحضە اعضای تازە نفس سر شکستە از دیگر اتنیکها نیز بە اتنیک قدرت میپیوندد و از حامیان سر سخت همان هژمونی گرایی اتنیک قدرت میشوند.
نویسنده: سعید سنندجی

درباره admin

این موارد را چک کتید

فوری

مدیریت احیای دریاچه اورمیه به سبک رژیم ایران

اجرای طرح احیای دریاچه اورمیه به یک دانشجو سپرده شد احمد بایبوردی سرپرست مرکز تحقیقات …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *